زبان چيست ؟

پاسخ به اين پرسش كه زبان چيست و ازكجا و چگونه به وجود آمده است، بسيار دشوار است. ازآن جا كه آدمی موجودي اجتماعي است، زبان براي او ابزار برقراري ارتباط در جامعه ي انساني به شمارمي رود. او در هر موقعیّتی وبا هر شکل اززندگی، درهرکجای این کره ی خاکی وبرای هر نوع کاروهدفی(از زندگی عادّی و روزمرّه گرفته تا استدلالات فیلسوفانه ونظریّات روشنفکرانه)اززبان بهره می برد. امّا این آشناترین ابزار و پیشرفته ترین هنر بشرکه ماهیّت وجودی انسان با او تعریف می شود، خودتاکنون تعریف ناپذیر باقی مانده است. باطني دركتاب توصيف ساختمان دستوري زبان فارسي(1385: 3-1)درباره ي تعريف ناپذيري زبان مي گويد:

تعريف زبان به نحوي كه مورد قبول همه ي زبان شناسان وديگر دانشمنداني  باشد كه با زبان  و مطالعه ي آن سروكار دارند مقدور نيست. اين اشكال از طبيعت خود زبان ناشي مي شود. زبان پديده ي بسيار پيچيده اي است كه مطالعه ي آن را نمي توان به يك قلمرو علمي خاص محدود كرد. زبان تنها وسيله اي است كه مي تواند افراد جامعه را به هم بپيوندد و در نتيجه یک واحد اجتماعي به وجود آورد،  به عبارت ديگر زبان مهم ترين نهاد اجتماعي است. بنابراين جامعه شناسان و مردم شناسان به خود حق مي دهند زبان را از ديدگاه خودشان تعريف كنند. از سوي ديگر، زبان وسيله ي بيان افكار و احساسات ماست]...[ بنابراين روان شناس كه مطالعه ي دنياي درون انسان را قلمرو خاص خود مي داند به خود اجازه مي دهد كه به زبان از ديدگاه خود بنگرد. فيلسوفان و منطقيان نيز به زبان از ديدگاه خاص خود مي نگرند]...[ در سال هاي اخير كه انتقال صوت به وسيله ي دستگاه هاي الكتروني ميسّر شده است، زبان مورد مطالعه ي گروه تازه وارد ديگري به نام مهندسان ارتباطات قرار گرفته است. علاوه بر دانشمندان فوق گروه ديگري هستند كه مطالعه ي زبان را قلمرو خاص خود مي دانند، اينان زبان شناسان هستند كه زبان را نه به خاطر ارتباط آن با موضوعات ديگر، بلكه به خاطر خودزبان مورد مطالعه قرارمی دهند.    

هالHall  (59،1381 به بعد)برای همه ی زبان های بشری اصول مشترکی را بر می شمارد که عبارتند از:

1- نظام دار بودن همه ی  زبان ها؛

2- داشتن صدا؛

3- داشتن صورت؛

4- دارا بودن معنا؛

5- داشتن قلمرو مشخّص؛

6- ثابت نماندن در مسیر زمان ومحدوده ی مکان.