سر کلاس طلبه ها داشتند با هم پچ پچ می‌کردند. پرسیدم چی شده؟

گفتند: استاد می‌دانید که همین امروز یا فردا آمریکا به ایران حمله می‌کند؟ گفتم: از کجا چنین خبری به شما رسیده؟ چه کسی این حرف‌ها را زده؟

گفتند: از تلویزیون‌های کشورمان چنین چیزی را شنیده‌ایم. گفتم: می‌بینید که در ایران همه چیز سر جای خودش است و هیچ خبری هم از جنگ نیست. گفتند: شما از حمله‌ی آمریکا خبر دارید که کی خواهد بود؟ گفتم: آن چیزی را باور کنید که با چشمان خودتان دارید می‌بینید نه آن چیزی که رسانه‌های وابسته‌ی بین المللی به دروغ شایع می‌کنند. آمریکا هم هیچ غلطی نمی تواند بکند؛ اگر کمترین کاری از دستش برمی‌آمد یا مطمئن بود در جنگ با ایران پیروز خواهدشد، حتّی یک روز هم تعلل نمی کرد. مطمئن باشید آنها جرأت حمله به ایران را ندارند و فقط تهدید می‌کنند.

بعد دیدم که چند نفر از آنها دارند می‌خندند. گفتم باز به چی می‌خندید؟ گفتند: فلانی با شنیدن این خبر از ماهواره، چمدانش را بسته و آماده‌ی‌ خروج از ایران شده. به طرف او نگاه کردم دیدم خودش هم از خنده روده‌بٌر شده.